فاصله قرار نیست طولانی باشد، به درازای سالهای جوانی که هر بار برگردد به مرداد هزار و سیصد و سی و دو. فاصله تنگتر از این حرفهاست، شاید یک لحظه. یک لحظه میان بودن و نبودن، میان خواستن و نخواستن، میان دوست داشتن و نداشتن ... هر از گاهی هم کمی بلندتر از این. آنقدر که صدایت از این سر سیم سینهخیز خودش را برساند آن طرف و جوابت برگردد و صدای اشک پای گوشی آتش بزندت تا فاصله میان بودن و نبودنت را جانکندن چند ذره سرگردان بین دو سر سیم تعیین کند. (هزارتو ـ میرزا )
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم. برای اینکه هرکس آنچنان میمیرد که زندگی می کند. خدایا تو چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم اموخت . دکتر علی شریعتی - به مناسب سالروز میلادش |