leosama
  
 و من آفریده شدم، وهمی بین خواستن و نخواستن !
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 18 فروردین 1387
دُن ناآرامِ من !


خانمی که پشت پیشخوان نشسته می‌گه : اضافه بار دارن آقا ... ۴-۵ کیلوشو کم کنید. آقای داداشی چمدون رو باز می‌کنه، چی‌توز موتوری‌ها رو میزنه کنار، جلد اول دُن آرام، جلد دوم، جلد سوم، جلد چهارم ... بعد وزنش می‌کنه، ۴ کیلو ... چمدونو می‌بنده و بارو تحویل می‌ده. بعدش میگه اینارو می‌برم. گفتم نه ... می‌خوامشون! داداشه می‌گه آدمای مثل تو هستند که روح دُن‌آرام رو ناآرام می کنن ....!!

پ.ن: من مثل یه وصله ناجور می مونم، هم توی این شهر و هم بین آدماش! خیلی سخته جایی باشی که هیچکی حرفتو نفهمه ... خیلی سخت!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 20430


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در معنا آسمان نام گرفتم
اما این منم کــــه همواره
                           به او و سخاوتش رشک می برم!
شناسنامه کامل من...