leosama
  
 و من آفریده شدم، وهمی بین خواستن و نخواستن !
 
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 1 اردیبهشت 1387
آ مثل آب


گاهی چند نفری می‌شوید، ملاک دوستی هم‌دانشگاهی بودن، قرار به دیدن یک فیلم که چکی‌جان بازی می‌کند. ناهاری می‌خورید، گپی می‌زنید، پاپ‌کورن شیرین می‌خرید... پشیمان می‌شوید زود برگردید خانه. شده حتی بهانه برای خندیدن عدد فردی باشد، یا هفت تیری خیالی باشد با لباسهای بلوچی... سر از رقص نور و فواره در می‌آورید، برای سفری کوتاه، حتی چند دقیقه‌ای روی رودخانه... باد می‌وزد، آنقدر که موها پریشان شود، تاب بخورد به نرمی رو گونه‌هایت، نسیمی بوزد بس فرح بخش. تو به آب نگاه کنی... به رقص فواره‌ها، به انعطاف آب، به زلالیش... عجیب حس هموار آرامی جاری می‌کند در من این آب ... این سرود لطافت!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 20422


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در معنا آسمان نام گرفتم
اما این منم کــــه همواره
                           به او و سخاوتش رشک می برم!
شناسنامه کامل من...